تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟ - باز هم شب جمعه و باز ...

محبوب من کجایی...؟

 

آقا جان!

این روزها از تو دور افتاده ام...

وقتی مثل همیشه با تو درد دل می کنم، نمی یابمت...

حس نمی کنم در برابرم نشسته ای و چون پدر گوش فرا می دهی...

این روزها هر چه بر سر سجاده منتظر می نشینم تا شاید دست گرم پدرانه ات را بر سرم احساس کنم،  بی فایده ست.

بگو نازنین کدامین خطایم این گونه دلت را آزرده؟

تو که دیگر به خطایایم خو کرده بودی!!!

تو که همیشه شرمنده ام می کردی...

می دانم! باز دلت را شکسته ام.

اما این را هم می دانم که تو باز پنهانی می نگری ام.

این منم که نمی بینمت.

اما می خواهم حضورت را دوباره مثل قبل احساس کنم.

درگذر...

درگذر...

***

پی نوشت:

- دیوانه وار نوای وبلاگ را زمزمه می کنم.

+نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت10:22 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |