تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟ - صد چشمه اشک غم شد و صد باغ لاله داغ

محبوب من کجایی...؟

صد چشمه اشک غم شد و صد باغ لاله داغ           هردم که خاطرات تو از خاطرم گذشت

 عزیز زهرا!

نمی دانم در نام مادرت چه سری نهفته است که تا نامش بر زبان می آید و یا در دل تداعی می شود، اندوهی سراسر وجودم را فرا می گیرد؟

بی شک شما نیز با نامش قبل از هرچیز به یاد مظلومیتش می افتی و مصائبی که بازخوانی اش نیز آتش به جان ما می زند. شما که دیگر...

اما همان لحظه که اندوه وجودمان را پُر می کند، به یاد می آوریم که قرار است فرزند موعودش- شما- در آغاز قیام ابتدا داد او را از آن ملعونین بستانی.

چقدر کوته بین اند آنها که شهادت مادر را انکار می کنند و دیگر قضایا را.

آیا با خود نیندیشیده اند که چرا اولین کار شما پس از ظهور گرفتن انتقام زهرا-سلام الله علیها- ست؟ آیا رسالت شما بر مبنای گرفتن انتقام شخصی ست؟؟؟...

قطعاً این گونه نخواهد بود. و حکمتی ست در این انتقام که خدا برای بینا کردن کوردلان قرار داده است؛ اما افسوس که نمی خواهند بدانند.

فاطمیه، تمامِ شیعه است. گمان نکنیم که فاطمیه نیز بخشی از تاریخ است و چون اتفاقات دیگر تاریخ، اتفاق افتاده و تمام شده. حذف فاطمیه از تاریخ شیعه – آن چنان که امروز به اصطلاح روشنفکران ما نیز خواسته و ناخواسته به آن کمک می کنند- به معنای نابودی شیعه است و بی هویتی اش. کاش به خود آییم و با دستان خود، میراث گران قدری را که نسل به نسل پدران و مادرانمان به سختی به ما رسانده اند، بر باد ندهیم.

و چه زیبا فرموده ای: "دختر پیامبر خدا، اسوه ی نیکوی من است."  همین دنیایی از معرفت و معانی ست. باشد که بدانیم و حقش را ادا کنیم.

آجرک الله یا مولای...

***

داني كه چرا سرشك محبوس علي است؟!   يا آه چرا به سينه مأنوس علـــــــي است؟!

يك مــــرد نبودست كه گويد: نامـــــــرد !       اين زن كه تو مي زني ش ناموس علـي است...

***

پی نوشت:

- مدتی سلب توفیق نوشتن شده بود. به مدد حضرتش و دعای بزرگواران با تاکید دوستان، دوباره شروع کرده ام و قرین شده ست با ایام فاطمیه-سلام الله علیها-. امید که مجدداً از دست ندهم. به شرط حیات، بنا را بر به روز نمودن این وبلاگ در پایان هر هفته دارم. تا خدای چه خواهد... .

+نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت10:4 قبل از ظهرتوسط چشم به راه | |