تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟ - ناله ی صاحب زمان آید به گوش...

محبوب من کجایی...؟

زیر لب زمزمه می کنی: "کاش هزار فرزند می داشتم و همه را فدای یک تار موی حسین می کردم."

و نام آرام بخش حسین را زیر لب ترنم می کنی:

حسین! حسین! حسین!

حسین اگر بود، تحمل همه ی این رنج ها و دردها  و داغ ها این قدر مشکل نبود. حتی داغ علی اکبر، حتی مصیبت قاسم، حتی شهادت علی اصغر، حتی عروج عباس...!

حسین! حسین! حسین!

تو اگر بودی، سینه ی تسلای تو اگر بود، نگاه آرام بخش تو اگر بود، همه ی غم های عالم قابل تحمل بود.

پدرم فدای آن که عمود خیمه اش شکسته شد.

پدرم فدای آن که غمگین درگذشت.

پدرم فدای آن که تشنه جان سپرد.

پدرم فدای آن که محاسنش غرق خون شد.

پدرم فدای آن که جدش محمد مصطفاست، جدش فرستاده ی خداست.

 

راستی حسین! این سوال تو را چه پاسخ گفتند وقتی که پرسیدی: " فَبِمَ تَستَحِلُّونَ دَمی؟"

راستی یک قطره از خون علی اصغر حتی به زمین نچکید...

میان دست و بدن عباس، چقدر فاصله افتاده بود؟

هیچ کس آب نخورد، حتی وقتی که آب آزاد شد.

راستی رقیه به حسین چه گفت، رقیه با حسین چه کرد که حسین به او پروانه ی رفتن داد؟

از همه سخت تر وداع بود. وداع با حسین. وداع با جهان، وداع با جان، وداع با هرچه که دوست داشتنی است.

***

زینب! زینب! زینب!

تو را به خدا خودت را حفظ کن.

***

کار تو هنوز به اتمام نرسیده است.

تو تازه باید پیام کربلایی ات را از مدینه ی رسول الله به تمام عالم منتشر کنی.

تو باید خون حسین را تا ابد زنده نگه داری.

ردای امامت با دست های توست که از دوش حسین به قامت سجاد منتقل می شود.

پس گریه نکن زینب!

خودت را حفظ کن زینب!...

(برگرفته از کتاب آفتاب در حجاب به قلم استاد سید مهدی شجاعی)

***

آجرک الله یا صاحب الزمان!

به فدایت که هر صبح و شام بر جدت می گریی...

***

زیارت اربعین که طبق روایات معصومین-علیهم السلام- از نشانه های مومنین است.

+نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت11:9 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |