تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟

محبوب من کجایی...؟

بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت ...

پدرم هم رفت...

باور نمی کنم...!

***

منزل دائمی پدر عزیزم...

اوستاد بزرگواری در مراسم تشییع پدر عزیزم گفتند:

طبق روایات، امام زمان -روحی فداه- قطعاْ از این پس ویژه یتیم نوازی خواهند کرد. پس از این پس بیشتر و بهتر خدمتش کنید و راحت تر و بی تکلف تر، مثل همان پدری که از دست داده اید، با او درد دل کنید.

***

چه تسلای خوبی...

تنها همین تسلاست که زنده نگهمان داشته است،

وگرنه، ما کجا و صبر بر مصیبت عظیم فراق پدر؟؟؟

...

اللهم اغفر لی و لوالدی کما ربیانی صغیراً

+نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت7:42 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

 

خبر، ناگهانی می رسد. در دنیای مجازی است که مطلع می شوم، اما خبر حقیقت دارد: قیصر امین پور رفت که رفت...

چه سخت و باورنکردنی ست. دلم نمی خواهد باورش کنم؛ به دنبال منبع خبر می گردم. دوستی مجازی باز مطمئن از خبر، نهیب می زند که تلویزیون هم گفته... و درست همان لحظات است که تیتر سومین عنوان خبر در سایت فردا نیوز به چشمم می خورد... خدایا!

ناگهان خیل شعرهای زیبایش که عمری زمزمه می کردم، همه با هم هجوم می آورند و همین سبب می شود دست به قلم شوم و از او بنویسم. از او که به خوبی با هنر مثال زدنی اش، آیینش را پاسدار بود.از او که از کودکی می شناختمش. آن وقت ها منظومه ی ظهر روز دهم برایمان زیباترین روایت از کربلا بود و بهترین هدیه ی آن سال هایم، کتاب همین منظومه بود. بعدها بیشتر نامش را در زیر شعرهای مورد علاقه ام می دیدم و هنوز هم... .

اما حالا ... او رفته است و ما مانده ایم و افسوس که حسرت و اندوه ابدی مان نیز، او را باز نخواهد گرداند.

***

مولا جان!

دیر زمانی نیست که یکی از شعرهایش را به مناسبت ایام ولادتت در باغ صد خاطره برای چندمین بار خواندم...

چقدر با هم می خواندیم و خواهیم خواند:

"با من بگو که آیا من نیز

در روزگار آمدنت هستم...؟؟؟"

او هم رفت و نیامدی... .

آقاجانم!

بس نیست انتظار...؟

می دانم که ما آماده نیستیم که تو هنوز نیامده ای، اما... نگذار انتظار ما هم بی جواب بماند...

 

 

پی نوشت:

-عنوان مطلب از نام یکی از شعرهای آن مرحوم گرفته شده است. "هر روز بی تو روز مبادا ست"

+نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت10:43 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |