تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟

محبوب من کجایی...؟

چه مهمانی ای مهیا شده! دیگر چه می خواهی؟ همه چیز هست. این بار او میزبان است. بزرگ ترین؛ بخشنده ترین؛ مهربان ترین؛... هرچه لازم بوده از قبل آماده است. رجب، شعبان و حالا... بزرگترین مهمانی سالانه. این میزبان چیزی کم نگذاشته. این همه تدارک شرمنده ات می کند. آخر تو کجا و میزبانی ارحم الراحمین؟...

به خود می آیی. شب اول مهمانی شده و تو که هنوز پس از دو ماه تدارک، آماده نشده ای، آن قدر شرمنده ی روی میزبانی که نمی دانی با چه رویی وارد شوی؟  میزبان خوب، که این پا و آن پا کردنت را می بیند، باز هم خود پیش دستی می کند و دستت را می کشد و می گوید: "امشب هم بیا... این مهمانی، خوب و بد ندارد؛ همه دعوت اند. فرصتی عظیم برای جبران هر آن چه کرده ای و هرچه کم نهاده ای." از شرم لرزه بر اندامت می افتد... ناخود آگاه بر لبانت جاری می شود: الهی العفو...

شب جمعه است که این ماه رونمایی کرده... . نوایی از ذهنت می گذرد:

اگر برآید ماه شب ما                        به سر رسد این تاب و تب ما

بغض گلویت را آزار می دهد؛ به دلت می افتد که باز هم او وساطتت را نزد میزبان کرده. پایت سست شده. می افتی و صورت به خاک می سایی و التماسش می کنی قدم بر سر ناچیزت نهد... .

مفاتیح را می گشایی؛ دلت می خواهد امشب، تنها چیزی بخوانی که نام زیبای مولایت در آن باشد و متعلق به او... چشمت به عباراتی می افتد؛ دعای افتتاح است. بغضت شکسته و اشک های روی گونه ات راز دلت را برملا می کند. گریه امانت را بریده اما هنوز می خواهی بخوانی. با شانه های لرزان بلند بلند می خوانی:

أللهُمَ إنّا نَشکُو إلَیکَ فَقدَ نَبیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ آلِه وَ غَیبَةَ وَلیّنا وَ کَثرَةَ عَدُوّنا وَ قِلّةَ عَدَدِنا و شِدّة الفِتَنِ بِنا وَ تَظاهُرَ الزَمانِ عَلَینا...

خدایا! به تو شکوه می کنیم از فقدان پیامبرمان-صلی الله علیه و آله- و غیبت ولی و امام زمانمان و کثرت دشمنانمان و کمی تعدادمان و شدت فتنه های وارده بر خود و هجوم زمانه بر ما...

                                             

+نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت11:10 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

دو روز ازنیمه گذشته وبه علت درگیربودن درکارها وشرکت در همایش نکوداشت اعتصامی ها  نتوانسته ام هیچ مطلبی بنویسم.

آقاجانم!

همه ی حرف دلم این روزها و همیشه این است، می شنوی...؟

(کلیک کنید)

نبود که بی هوایت... 

 

+نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت12:23 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |