تبليغاتX
محبوب من کجایی...؟

محبوب من کجایی...؟

"خدا کند که فردا

                      روز ظهور باشد

برگشتن مسافر

                      از راه دور باشد..."

اما بهتر بود می گفتم :

خدا کند که اکنون...

آخر فردا هم دیر است، خیلی دیر... .

+نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت11:33 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

آقاجونم!

ممنونتم. عزیزم رو دوباره بهم بخشیدی.

چه طور شکر کنم این بزرگواری و کرَم رو ؟

به چه زبونی بگم که علیرغم بی لیاقتی، بهم مثل همیشه لطف کردی؟

و من همچنان شرمسارم... همچنان...

کمکم کن که کمتر دلت رو بشکنم.

کمکم کن که زینت شما  و پدران بزرگوارتون باشم. "کونوا لَنا زَینا و لاتکونوا علَینا شَینا"

باز هم ممنون آقا... ممنون.

+نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت10:42 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

آقای خوبم!

دوباره مستاصلم...

دوباره از همه جا و همه کس نا امیدم...

دوباره مثل همیشه گدای توام اما بیش از آن شرمسار...

قلب یکی از عزیزانم بازی درآورده. عزیزی که... .

آقاجونم!

سلامتی اش رو از تو می خوام... خیلی روسیاهم، خیلی شرمنده ام. اما جای دیگه ای ندارم آقا، به کس دیگه ای امید ندارم مولا.

"کریمٌ من اولاد الکرام" ی تو جسارتمون داده که هرچقدر هم شرمسار، اما باز کاسه های گدایی به دست جلوی شما با گردن کج می ایستیم. می دونم که من لایقش نیستم اما تو خوب تر از آنی که به تصور من هم بیاد.

فقط تو را دارم... جز تو هیچ... .

+نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت7:41 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

دلم نمی خواست هیچ وقت توی این وبلاگ مطلبی که راجع به حضرتش نباشه بذارم، اما شما هم اگه این مطلب رو ببینین به من حق می دین که این هم چندان بی ربط نیست. ببینید:

هتک حرمت یک استاد(!) به دانشجوی محجبه در دانشگاه تهران

فدای غریبی ات آقا... . تا کی بر شیعیانت ستم روا دارند و تو تا کی در نهان برای آنان اشک ریزی؟

می دانم که قلب تو بیش از ما سوخته. پس با همین قلب شکسته، خودت برای فرجت دعا کن.

اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و  غیبه ولینا و کثره عدونا و قله عددنا... .

پروردگارا ! از نبود پیامبرمان و غیبت اماممان و فراوانی دشمنانمان و اندکی تعدادمان بر تو شکوه می بریم ... .

+نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت8:31 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

عزیزی جمله ی زیبایی رو برام اس.ام.اس زد که چون خودم خیلی حال کردم، مناسب دیدم این جا هم بذارم. با تشکر از اون عزیز و به امید سعادتش:

خدا از تو بگیرد،

آن چه که

خدا را از تو می گیرد... .  

+نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت7:36 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

وفات حضرت فاطمه ی معصومه -سلام الله علیها- تسلیت باد.

یا زینب الرضا -علیهماالسلام-!

چند ماه پیش بسیار بی معرفت به آستانت مشرف شدم. اون وقت هم مثل امشب دلم خیلی شکسته بود. روزگار بدجوری به بازی ام گرفته بود، درست مثل همین حالا. اما من، من روسیاه بی لیاقت... . روم نمی شه که بگم با چه حال و هوایی برای وداع رفتم. تا وقتی محتاجیم، حواسمون رو جمع می کنیم که دست از پا خطا نکنیم. هرچی دعا و ذکر و نماز و ... بلدیم رو انجام می دیم. اما همین که مشکل حل شد، یا حتی نشد و فکر کردیم دیگه نمی شه، همه چیز فراموشمون می شه. یادمون می ره که هرچی داریم از وجود پربرکت شماست. به یمن حضور مبارک شما فضای این سرزمینی که توش نفس می کشیم، مقدس شده. آره، ما همین قدر، قدرناشناسیم و همین قدر بی معرفت... .

چند روزی هست که ناخودآگاه هوای رفتن به قم رو کردم. خانم بزرگوار! بطلب، هرچند می دونم خیلی نالایقم... .

آقا جانم! مهدی جان!

آجرک الله...

به فدای شال سیاه عزایت...

+نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت9:57 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |

 

مولایم!

روز تولد پدر بزرگوارت است. در کجا به تبریکش می شتابی؟ در صحن و سرای ویران...؟ به فدای دل سوخته ات... .ما را که چندی است لیاقت رفتن به آستانش نیست. سلام ما را نیز تو برسان!

کریم من اولاد الکرام! اگر امروز عیدی ندهی دیگر کی...؟! ما گدایان کویت کاسه های گدایی در دست، امروز چشممان تنها به دست توست. آخر جز این خانه، جای دیگری راهمان نمی دهند. که اگر هم می دادند٬ ما را به آن کاری نبود. پیمانه مان خالی تر از هرگاه است، بیش از هرگاه عنایت کن.

یا ایها العزیز!

تصدق علینا...

+نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت5:41 قبل از ظهرتوسط چشم به راه | |

چند تا از عزیزانم چند روزی رو به مشهدالرضا -علیه السلام- رفته بودن. بقیه ی داستان گفتن نداره. بدجوری هوایی شدم و تمام این روزها نوای حزن انگیز سید ذاکرین ائمه-علیهم السلام- سید جواد ذاکر - که خدایش رحمت کناد- رو با خودم زمزمه می کردم. اونایی که شنیدن، باید خوب به یاد بیارن:

باز این دلم هوای میخانه کرده...

خدایا! هرچه زودتر زیارت امام الرئوف -علیه السلام- رو در زمان ظهور بهمون عطا کن.

اگه ما باشیم و او بیاد... . یه لحظه چشمم رو می بندم... آقاجون! چی می شه وقتی میای به سر ما هم لااقل مثل سنگ های حرم امام رضا-علیه السلام- قدم بذاری...؟ می دونم که اونا خیلی لیاقتشون بیشتر از من بوده که شدن سنگ فرش حرم او، اما... . سر و جانم به فدایت، دلم از سنگ نیست... عنایتی، ترحمی... .

متی ترانا و نراک؟؟؟

+نوشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت7:58 بعد از ظهرتوسط چشم به راه | |